الملا فتح الله الكاشاني
340
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
مريض بصحيح و بصير باعمى خلاصهء سخن آنكه دنيا دار ابتلاء و امتحانست پس از مخالفت احوال مردمان در آن چارهء نباشد و ما بدان ميآزمائيم ايشان را تا اهل صبر و شكر از ارباب جزع و كفران ممتاز گردند در اين كلام تسليه و تصبير حضرت است در آنچه كفار در حق او ميگفتند از تعبير او به فقر و از مقاتل مرويست كه ابو جهل و وليد و نضر بن حارث و امثال ايشان هر گاه بلال و عمار و صهيب و ساير فقراء صحابه را ميديدند ميگفتند آيا اسلام آوريم تا همچه ايشان شويم حقتعالى اين آيه فرستاد و درويشان را مخاطب ساخته فرمود كه ما ميآزمائيم شريف را بوضيع و وضيع را بشريف * ( أَ تَصْبِرُونَ ) * آيا صبر ميكنيد بر ابتلا يا جزع مينمائيد استفهام براى تقرير است و كلام در معنى علت جعل و معناه و جعلنا بعضكم لبعض فتنة لنعلم ايكم يصير و نظير اينست قوله تعالى لِيَبْلُوَكُمْ أَيُّكُمْ أَحْسَنُ عَمَلًا و حقتعالى در اينكلام ايجاب صبر فرموده بر بندگان بر آنچه مفتن شدهاند به آن * ( وَكانَ رَبُّكَ ) * و هست پروردگار تو * ( بَصِيراً ) * بينا بصبر كنندگان و جزع نماينده و يا دانا است بحكمت و مصلحت آنكه بعضى را بغنى و بعضى را به فقر ابتلا نمايد ابو دردا از رسول ( ص ) روايت كرده كه ويل للعالى من الجاهل و ويل للجاهل من العالم و اى مر عالم را از دست جاهل و جاهل را از دست عالم و مالك را از مملوك و مملوك را از مالك و قوى را از ضعيف و ضعيف را از قوى و سلطان را از رعيت و رعيت را از سلطان كه اينها همه بعضى فتنهء بعضىاند و بعد از آن فرمود كه فهو قول اللَّه تعالى * ( وَجَعَلْنا بَعْضَكُمْ لِبَعْضٍ ) * الخ و گويند معنى آنست كه گردانيدهايم ترا فتنه و آزمايش بندگان زيرا كه اگر تو صاحب كنوز و بساتين پر ميوه ميبودى ميل ايشان به تو و فرمان بردارى ايشان مر ترا به جهت دنيا ميبود و يا اختلاط ايشان به تو آميخته ميبود بعرض دنيوى پس ما ترا فقير مبعوث گردانيديم تا طاعت آن كسى كه اطاعت تو كند خالص از براى خدا باشد بدون شايبهء طمع دنيوى الجزء التاسع عشر من الاجزاء الثلاثين بعد از آن از مقال كفار خبر ميدهد كه * ( وَقالَ الَّذِينَ ) * و گفتند آنان كه * ( لا يَرْجُونَ لِقاءَنا ) * اميد ندارند رسيدن بجزاى ما يعنى منكر حشر و بعثاند لقاء بمعنى وصول است بشيئى و مراد اينجا وصول است بجزاى او سبحانه و رجا بلغت تهامت و هذيل بمعنى خوفست گاهى كه به آن جحد باشد و منه قوله تعالى لا تَرْجُونَ لِلَّه وَقاراً يعنى نميترسند از ديدن عذاب ما مراد اهل مكهاند كه ميگفتند * ( لَوْ لا أُنْزِلَ ) *